دریـــچـــه

+ خنده دار است بخند!!!

سه‏شنبه 11 تیر 1387 ساعت 10:23 صبح
به چه می خندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی؟
به چه چیز ؟
به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟
به چه می خندی تو؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به چه می خندی تو؟
به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟
خنده دار است بخند.


نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]


+ خانه‏ی دوست ...

چهارشنبه 5 تیر 1387 ساعت 9:7 صبح

و کسی می گوید سر خود بالا کن ،


به بلندا بنگر.


به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید


و خودت خواهی دید


و خودت خواهی یافت


خانه ی دوست کجاست...


خانه دوست در آن عرش خداست ،


خانه ی دوست


در آن قلب پر از نور خداست


و فقط دوست ،


خداست...


نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]


+ بر ما هرآنچه لایقمان هست می‌رود........

یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 8:0 صبح

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود


گاهی تمام حادثه از دست می رود


گاهی همان کسی که دم از عقل می زند


در راه هوشیاری خود مست می رود


گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست


وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود


اول اگرچه با سخن از عشق آمده است


آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود


وای از غرور تازه به دوران رسیده ای


وقتی میان طایفه ای پست میرود


هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ


بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود..


 


نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]


+ علت استفاده از مهر این است که:

یکشنبه 26 خرداد 1387 ساعت 1:28 عصر
بنا بر روایات بسیاری - که شیعه و سنی نقل نموده‏اند – پیامبر
صلی‌الله‌علیه‌وآله بر خاک سجده می‏کردند و در تابستان که بر اثر هوای
عربستان خاک و ماسه‏های کف مسجد النبی بسیار گرم و سوزان می‏شد، بر حصیر
سجده می‏کردند.
عبادت توقیفی است یعنی با سلیقه افراد مختلف کم
و زیاد نمی شود و در اجزا و شرایط آن باید براساس قول و فعل شارع یعنی
خداوند متعال عمل کرد؛ چنان که خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز
فرموده‏اند:

«صلّوا کما رایتمونی اصلی؛ آن سان که می‏بینید من نماز می‏خوانم، شما نیز نماز بخوانید».



بنابراین از نظر فقهی بر غیر آنچه که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر آن سجده کرده‏اند، سجده جایز نیست.



ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]


+ به ناگفته‌هایش گوش بسپار!!!

سه‏شنبه 3 اردیبهشت 1387 ساعت 8:52 صبح
حقیقت
انسان به آنچه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از
اظهار آن ناتوان است بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش
بلکه به نا گفته هایش
گوش بسپار!

نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]


+ اشک انتظار

دوشنبه 26 فروردین 1387 ساعت 8:24 صبح

می خواستم که عقده ی دل وا کنم ، نشد


نفرین بر این سکوت غم افزا کنم ، نشد


می خواستم که در غم عشق تو سالها


فکری به حال این دل تنها کنم ، نشد


می خواستم شبی به خیال تو تا سحر


دل را اسیر وعده ی فردا کنم ، نشد


می خواستم هنر کنم و پیش طاعنان


عشق و فراق را همه حاشا کنم ، نشد


می خواستم به خاطر تار شکسته ام


تاری ز گیسوان تو پیدا کنم، نشد


می خواستم که کاسه ای از شربت جنون


خیراتی قبیله ی لیلی کنم ، نشد


می خواستم به گوشه ی زندان انتظار


پلک حریص پنجره را وا کنم ، نشد


می خواستم به یاد غرور شکسته ام


آیینه را فدای تماشا کنم ، نشد


می خواستم که نگذرم از آبروی ایل


ترک دل فراری و رسوا کنم ، نشد


می خواستم به شیب جنون زودتر رسم


یعنی که پشت فاصله را تا کنم ، نشد


می خواستم ز روزن غربال اعتماد


با آبروی ریخته سودا کنم ، نشد


می خواستم که غنچه ی شبنم ندیده را


با اشک انتظار ، شکوفا کنم ، نشد


نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

نظرات دیگران [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[11/4/1387- 10:23 ص] خنده دار است بخند!!!
[5/4/1387- 9:7 ص] خانه‏ی دوست ...
[2/4/1387- 8:0 ص] بر ما هرآنچه لایقمان هست می‌رود........
[26/3/1387- 1:28 ع] علت استفاده از مهر این است که:
[3/2/1387- 8:52 ص] به ناگفته‌هایش گوش بسپار!!!
[26/1/1387- 8:24 ص] اشک انتظار
[آرشیو شده ها]