نوشته شده توسط : سید جواد حسینی
و کسی می گوید سر خود بالا کن ،
به بلندا بنگر.
به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید
و خودت خواهی دید
و خودت خواهی یافت
خانه ی دوست کجاست...
خانه دوست در آن عرش خداست ،
خانه ی دوست
در آن قلب پر از نور خداست
و فقط دوست ،
خداست...
نوشته شده توسط : سید جواد حسینی
+ بر ما هرآنچه لایقمان هست میرود........
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده است
آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست میرود
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود..
نوشته شده توسط : سید جواد حسینی
+ علت استفاده از مهر این است که:
بنابراین از نظر فقهی بر غیر آنچه که پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر آن سجده کردهاند، سجده جایز نیست.
نوشته شده توسط : سید جواد حسینی
نوشته شده توسط : سید جواد حسینی

می خواستم که عقده ی دل وا کنم ، نشد
نفرین بر این سکوت غم افزا کنم ، نشد
می خواستم که در غم عشق تو سالها
فکری به حال این دل تنها کنم ، نشد
می خواستم شبی به خیال تو تا سحر
دل را اسیر وعده ی فردا کنم ، نشد
می خواستم هنر کنم و پیش طاعنان
عشق و فراق را همه حاشا کنم ، نشد
می خواستم به خاطر تار شکسته ام
تاری ز گیسوان تو پیدا کنم، نشد
می خواستم که کاسه ای از شربت جنون
خیراتی قبیله ی لیلی کنم ، نشد
می خواستم به گوشه ی زندان انتظار
پلک حریص پنجره را وا کنم ، نشد
می خواستم به یاد غرور شکسته ام
آیینه را فدای تماشا کنم ، نشد
می خواستم که نگذرم از آبروی ایل
ترک دل فراری و رسوا کنم ، نشد
می خواستم به شیب جنون زودتر رسم
یعنی که پشت فاصله را تا کنم ، نشد
می خواستم ز روزن غربال اعتماد
با آبروی ریخته سودا کنم ، نشد
می خواستم که غنچه ی شبنم ندیده را
نوشته شده توسط : سید جواد حسینی
لیست کل یادداشت های این وبلاگ